تبلیغات
ساحل اندیشه عقائد - وحدت (بخش دوم)

حدیث روز

بسم الله الرحمن الرحیم

بخش دوم مبحث وحدت بین مسلمانان

مبحث دوم: اقدامات دشمنان برای تفرقه بین مسلمانان

1-   دكتر هانتینگتون ـ نظریه‌پرداز بزرگ كاخ سفید ـ در كتاب برخورد تمدن‌ها، تلاش می‌كند طرح‌هایی ارائه بدهد تا در خاورمیانه، میان شیعه و سنی اختلاف ایجاد شود.

2-     دكتر مایكل برانت ـ یکی از معاونان سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) ـ در كتاب نقشه‌ای برای جدایی ادیان إلهی A Plan to divis and desnoylte theology)) طرح‌هایی خطرناك در زمینه اختلاف میان شیعه و سنی ارائه می‌دهد. او می نویسد: افرادى كه با شیعه اختلافات نظر دارند آنها را علیه شیعه منظم و مستحكم كرده، وكافر بودن شیعه گسترش داده شود و آن ها را از جامعه جدا نموده و علیه آن ها مواد نفرت برانگیز نوشته شود. ( روزنامه جمهورى اسلامى مورخ 5/3/1383 هفته نامه افق حوزه 28/2/1383. )

3-   گِلادِستون( Gladstone ) سیاستمدار انگلیسی (1809 ـ 1898) رهبر لیبرالها بود و چهار بار به مقام نخست وزیرى انگلستان رسید.

نخست وزیر اسبق بریتانیا مى گوید: «مادام هذا القرآن موجوداً فی أیدى المسلمین، فلن تستطیع أروبا السیطرة على الشرق ولا أن تكون هی نفسها فی أمان». مادامى كه قرآن در دست مسلمان ها است، اروپا نه مى تواند بر شرق تسلط یابد و نه احساس امنیت كند.( الإسلام على مفترق الطرق ص 39)

4-   بِنْ گُورْیُون (Ben Gurion) ( 1886- 1973 ) اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی، فردی كه نام «اسرائیل» را بر رژیم صهیونیستی نهاد، 9 بار به نخست وزیر رژیم صهیونیستی رسید. او زندگی خود را وقف صهیونیسم كرد، جنگ اشغال فلسطین را در سال 1948 فرماندهی كرد از جمله رخدادهایی كه در دوره نخست وزیری وی صورت گرفت می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1 ـ جنگ 1948 كه باعث بوجود آمدن رژیم صهیونیستی شد.

2 ـ موج های بی سابقه مهاجرت یهودیان.

3- افزایش شهرك های صهیونیست نشین.

4 ـ حمله مشترك و سه گانه رژیم صهیونیستی، انگلیس و فرانسه علیه مصر در سال 1956.

  وی مى گوید: « إنّ أخشى ما نخشاه أن یظهر فی العالم العربی، محمد جدید». آن چه كه ما را به وحشت انداخته این است كه مى ترسیم در جهان عرب، محمد تازه اى ظهور كند. ( روزنامه « الكفاح الإسلامی» سال 1955. م، هفته دوم، ماه نیسان)

5-   بالاتر از همه این ها، با این كه یكى از اصول مسلم مسیحیت، كشته شدن حضرت مسیح به دست یهود بوده و به همین خاطر، در طول 20 قرن بغض و كینه و عداوت میان آنان حاكم بود، ولى براى ایجاد وحدت میان مسیحیت و یهود در برابر مسلمین، دولت واتیكان طى اطلاعیه رسمى از این اصل صرف نظر كرده و یهود را از این جنایت تبرئه مى كند.

و جاى شگفت این است كه این اعلامیه در سال 1393 هجرى مطابق با 1973 میلادى هم زمان با جنگ اسرائیل با مسلمانان صادر شد، تا بتواند تمام نیروهاى یهود ونصارى را در برابر مسلمانان بسیج نماید. ( مع رجال الفكر ج 1 ص 162)

 

 

مبحث سوم: وظیفه ما برای ایجاد اتحاد و همدلی

1-     احترام به عقائد همدیگر(نه به این معنا که عقائد همدیگر را بپذیریم و صحیح بدانیم بلکه به این معنا که توهین و سب و ناسزا را کنار بگذاریم)

2-     مباحثه علمی

3-     نشان دادن چهره ای حقیقی از اسلام برای جهانیان

مفهوم اتحاد از نظر شهید مطهری(ره)

شهید مطهری (ره) كه قاطبه مردم او را قبول دارند، در كتاب امامت و رهبری، صفحه 16 می‌فرماید:

مفهوم اتحاد اسلامی این نیست كه فرقه‌های اسلامی به خاطر اتحاد اسلامی از اصول‏ اعتقادی و یا غیر اعتقادی خود صرف نظر كنند و به اصطلاح مشتركات همه فِرَق‏ را بگیرند و مختصات همه را كنار بگذارند. چه این كار نه منطقی است و نه عملی.

أخذ مشتركات اسلامی و طرد مختصات هر فرقه‌ای، نوعی خرق اجماع مركب است‌ و محصول آن چیزی است كه قطعا غیر از اسلام واقعی است؛ زیرا بالأخره‌ مختصات یكی از فرق، جزء متن اسلام است و اسلامِ مجرد از همه این مشخصات و ممیزات و مختصات وجود ندارد.

چگونه ممكن است از پیرو یك مذهب تقاضا كرد كه به خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمین، از فلان اصل اعتقادی یا عملی خود كه به هر حال به نظر خود، آن را جزو متن اسلام می­داند، صرف‌نظر كند؟ این در حكم آن است كه از او بخواهیم به نام اسلام، از جزیی از اسلام چشم بپوشد.

ما خود شیعه هستیم و افتخار پیروی اهل البیت را داریم. كوچك­ترین چیز، حتی یك مستحب یا مكروه كوچك را قابل مصالحه نمی­دانیم. نه توقع كسی را در این زمینه می­پذیریم و نه از دیگران انتظار داریم كه به نام مصلحت و به خاطر اتحاد اسلامی از یك اصل از اصول خود دست بردارند.

در اصطلاحات معمولی عرف، فرق است میان حزب واحد و جبهه واحد. وحدت حزبی ایجاب می‌كند كه افراد از نظر فكر و ایدئولوژی و راه و روش و بالاخره همه خصوصیات فكری به إستثناء مسائل شخصی یك رنگ و یك جهت باشند. اما معنی وحدت جبهه این است كه احزاب و دسته‌جات‌ مختلف در عین اختلاف در مسلك و ایدئولوژی و راه و روش، به واسطه‌ مشتركاتی كه میان آنها هست در مقابل دشمن مشترك در یك صف جبهه بندی‌ كنند و بدیهی است كه صف واحد در برابر دشمن تشكیل دادن با اصرار در دفاع از مسلك خود و انتقاد از مسلك‌های برادر و دعوت سایر برادران هم‌ جبهه به مسلك خود به هیچ وجه منافات ندارد.

به هر حال طرفداری از تز «اتحاد اسلامی» ایجاب نمی‌كند كه در گفتن‌ حقایق كوتاهی شود. آنچه نباید صورت گیرد، كارهائی است كه احساسات و تعصّبات و كینه‌های مخالف را بر می‌انگیزد؛ اما بحث علمی سر و كارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات.

 

وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ (سوره انعام/آیه108)

اگر خداوند نمی‌گفت شما حق ناسزا گفتن به مشركان و بت‌پرستان را ندارید، عقل ما می‌گفت كه نباید این كار را بكنیم.

      امام سجاد (علیه السلام) از امیر المومنین (علیه السلام) نقل می‌كند:

و لا تتكلموا بالفحش، فإنه لا یلیق بنا و لا بشیعتنا.

مبادا فحش از زبان شما خارج شود؛ زیرا فحش دادن، نه زیبنده ماست و نه زیبنده شیعیان ما.

(مستدرك الوسائل للمیرزا النوری، ج12، ص82 ـ دعائم الإسلام للقاضی النعمان المغربی، ج2، ص352 ـ جامع أحادیث الشیعة للسید البروجردی، ج13، ص432)

      به امام صادق (علیه السلام) عرض می‌كنند:

إنا نری فی المسجد رجلا یعلن بسب أعدائكم و یسمیهم، فقال: ما له؟! لعنه الله! تعرض بنا! قال الله: «وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ».

یكی از صحابه شما در مسجد نشسته و دشمنان شما را ناسزا و لعن می‌كند. حضرت فرمود: او را چه شده است؟! خدا او را لعنت كند! ما را در معرض فحش دیگران قرار می‌دهد! خداوند فرمود: ...

(الإعتقادات فی دین الإمامیة للشیخ الصدوق، ص107 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسی، ج71، ص217 ـ التفسیر الصافی للفیض الكاشانی، ج2، ص148)

وقتی شما به مقدسات مخالفان فحش می‌دهید، او برای شما محلّی از إعراب قائل نیست و مقدسات شما را كه ائمه (علیهم السلام) باشند، فحش می‌دهد و اهانت می‌كند.

این روایت را مرحوم شیخ صدوق (ره) در كتاب الاعتقادات خودش آورده است. یعنی دیگر نیازی به بررسی سندی و رجالی و دلالی ندارد.

     امیر المومنین (علیه السلام) وقتی كه در جنگ صفّین ـ جنگی كه 18 ماه طول می‌كشد و بنا به نقل تاریخ یعقوبی، حدود 110 هزار كشته از طرفین به جا گذاشت ـ رو در روی لشكر معاویه قرار می‌گیرد و می‌شنود كه یارانش به معاویه ناسزا می‌گویند، در خطبه 206 نهج البلاغه خیلی زیبا می‌فرماید:

إنی أكره لكم أن تكونوا سبّابین و لكنكم لو وصفتم أعمالهم و ذكرتم حالهم كان أصوب فی القول و أبلغ فی العذر.

من خوش ندارم كه شما دشنام‌دهنده باشید؛ اما اگر كردار و كارهای نادرست آنها را تعریف و حالات زشت آنان را بازگو می‌كردید، به سخن راست نزدیك‌تر و عذر پذیرتر بود.

* * * * * * *

 

حضرت آیت الله محمد تقی قمی ـ نماینده حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) در مصر و مؤسس مجمع التقریب ـ می‌‌فرمود:

هدف ما از وحدت، تقریب میان مذاهب است، نه توحید مذاهب.

یعنی ما بیاییم میان مذاهب اسلامی، نزدیكی و همدلی ایجاد كنیم، نه این‌كه همه مذاهب را یكی كنیم. چون فقط اختلاف میان شیعه و سنی نیست؛ بلكه میان حنفی و شافعی و مالكی و حنبلی هم هست.

در تاریخ 24 ژوئن 2001، برابر با سوم تیر 1380، شبكه تلویزیونى  ANNدر لندن، میزگردى درباره تقریب بین مذاهب اسلامى، و وحدت مسلمانان، با شركت جمعى از متفكران ایرانى و لبنانى و مصرى و بریتانیایى تشكیل داده بود، آقاى شیخ محمّد عاشور، معاون رئیس دانشگاه الأزهر و رئیس كمیته گفتوگو بین مذاهب اسلامى كه به صورت تلفنى با برنامه در تماس بود، گفت:

«فكرة التقریب بین المذاهب الإسلامیّة لاتعنی توحید المذاهب الإسلامیّة ولاصَرْف أیّ مسلم مذهبه وصرف المسلم عن مذهبه تحت التقریب تضلیل فكرة التقریب ... فإنّ الاجتماع على فكرة التقریب یجب أن یكون أساسه البحث والإقناع والاقتناع، حتّى یمكن لسلاح العلم والحجّة محاربة الأفكار الخرافیّة ... وأن یلتقی علماء المذاهب ویتبادلون المعارف والدراسات لیعرف بعضهم بعضاً فی هدوء العالم المتثبّت الذی لاهمّ له إلاّ أن یدری ویعرف ویقول فینتج».( مطارحات فكریّة فی القنوات الفضائیّة، العدد الثالث، رجب 1422، صفحه 19 نوشته «مركز العقائد الإسلامیّة»، و باز خوانى اندیشه تقریب صفحه 31)

یعنى: هدف از اندیشه تقریب بین مذاهب اسلامى، یكى كردن همه مذاهب و روى گردانى از مذهبى و روى آوردن به مذهبى دیگر نیست، كه این به بیراهه كشاندن اندیشه تقریب است، تقریب باید بر پایه بحث و پذیرش علمى باشد تا بتوان با این اسلحه علمى به نبرد با خرافات پرداخت، و باید دانشمندان هر مذهبى در محیطى آرام در گفتگوهاى علمى خود دانش خود را مبادله كنند و نتیجه بگیرند.

*** مردى به نام «شاس بن قیس» كه بزرگ شده دوران جاهلیت بود، كینه و حسد مسلمانان در سینه اش شعله مى كشید، یك نفر جوان یهودى را تحریك كرد كه میان دوقبیله بزرگ اسلامى اوس و خزرج، اختلاف ایجاد كند.

این یهودى میان این دو قبیله آمده جنگها و درگیرى هاى زمان جاهلیت را براى آنان یاد آورى كرد و آتش فتنه را روشن ساخت به طورى افراد دو قبیله شمشیر به دست گرفته و در برابر هم صف آرایى كردند.

همین كه رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) از این قضیه مطلع شد، به همراه تعدادى از مهاجرین و انصار در محل درگیرى حاضر شد و فرمود: «یا معشر المسلمین اللّه اللّه، أبدعوى الجاهلیّة وأنا بین أظهركم؟ بعد إذ هداكم اللّه إلى الإسلام و أكرمكم به، و قطع به عنكم أمر الجاهلیة، واستنقذكم به من الكفر، وألّف به بینكم، ترجعون إلى ما كنتم علیه كفّار».

اى مسلمانان! آیا خدا را فراموش كرده اید و شعار جاهلیت سر مى دهید با این كه هنوز در میان شما حضور دارم؟پس از آن كه خداوند شما را به نور اسلام هدایت كرد و به شما ارزش داد و فتنه هاى دوران جاهلیت را ریشه كن ساخت و از كفر رهایى بخشید و میان شما الفت و برادرى برقرار كرد، شما دو باره مى خواهید به دوران كفر جاهلى برگردید.

در اثر سخنان رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)، متوجه شدند كه این فتنه، توطئه شیطانى است، از این كار خویش پشیمان شده و سلاح ها را به زمین گذاشتند و در حالى كه اشك از دیدگانشان جارى بود، دست در گردن هم انداختند و همدیگر را غرق بوسه ساختند و در معیت رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)به طرف منازل خود باز گشتند

( فعرف القوم أنها نزغة من الشیطان وكید من عدوهم لهم فألقوا السلاح و بكوا و عانق الرجال بعضهم بعضاً ثمّ انصرفوا مع رسول الله صلى الله علیه و سلم سامعین مطیعین قد أطفأ الله عنهم كید عدو الله شاس). ( الدر المنثور: 2/57، جامع البیان: 4/32، فتح القدیر: 1/368، تفسیر الآلوسی: 4/14، أسد الغابة: 1/149، السیرة النبویة: 2/397، عیون الأثر: 1/284، سبل الهدى والرشاد: 3/398، السیرة الحلبیة: 2/320).


نوشته شده توسط محمد عوض پوردر تاریخ : چهارشنبه 25 دی 1392
برچسب ها : وحدت، شیعه، سنی، اهل تسنن،

ابزار هدایت به بالای صفحه