تبلیغات
ساحل اندیشه عقائد - آموزه هایی از سیره پیامبر رحمت(صلی الله و علیه واله)درجهاد (قسمت دوم)

حدیث روز

عوامل و هدف جهاد دراسلام

از جمله حساس ترین رویداد های زندگی پیامبر (ص) اعـظم اسلام (ص) در ده سـال آخر عمرشریفشان ، مقابله با كسانی بــــود كه قصد برچیدن اسلام تازه متولّد شــده را داشتند . شیطان صفتانی كه بوجود آمـــدن قدرتـــی نو در مقابلشان ، برایشـــان بسی گران بود ، اشراف و بت پرستان مدینه از جمله این اشخـاص بودند . آنان اگرچه پیامبر را شخصی راستگو میدانستند ولی كلام ایشان را تكذیب كردند و با حربه هــای مختلف در كنار زدن پیامبر (ص) كوشیدند تا آنجا که پیامبر(ص) مجبور به ترك وطن گردید .

آنان به اعمــال پلید خود اكتفا نكردند  بلكه  به هر بهانه ای به مبارزه با حضرت می پرداختند و به دفعات قصد جان پیامبر (ص) و ریشه كن كردن اسلام را نمودنـد .

قطب دوم مخالفان پیامبر (ص)كه گاهی اوقات به تنهایی و گــاهی اوقــات دســت مشركان مدینه را صمیمانه می فشردند و با همكاری آنها آهنگ مبارزه با پیـــامبر و مسلمانان می كرد ند یهودیان جزیره العرب بودند .

      این دو گروه مهمترین مانع بر سر راه رشد اسلام بودند ( اگر چه امپراتوری های روم و ایران نیز خطر فوق العاده ای به حساب می آمدند ) . پیامبر (ص) در صدد بود كه این قطبهای شیطانی را جذب نموده و به سعــــادت برســاند . او گروه هـــای زیادی را  هدایت فرمودند ، امّا گروهی هنوز در منجلاب گمراهــی خود غـــوطه ور بودند و نه تنها دستان یاریگر فرشته نجات را رد كردند و همان جا غرق شدند بلـكه باگرفتن دست گروههای دیگر از اعراب، در غرق نمودن آنها سعی نمودند. پیامبر (ص) در چنین مواقعی چاره ای جز مقابله با آنها را نداشتند .

     افراد جاهل و مغرض معتقدند اسلام دینی است كه با زور شمشیر جای خـــود را در عربستان و بقیه نقاط عالم باز كرد . حتی بعضی از ایشان در كتابها و مجـــلّّات خـــود كاریكاتور پیامبر (ص) را در حالی كه قران به یك دست و شمشیر در دســت دیگر دارد كشیدند و بالای سر ایشان و افرادی كه كنارشان بودند نوشتـــه بودنـــد : « آمنوا بالقـرآن و الّا ضربت رقابكم بالسیف »[1]  یعنی به قرآن ایمان بیاوریـــد والّا گردنهایتان با شــمشیر زده می شود، و امروز با ساختن فیلم و آتش زدن قران سعی دردور کردن انسانها ازحقیقت دارند، غافل از اینكه اسلام دینی است كه بوسیـــــله كتاب شریفـش راه دعوت را به روشنی بیان فرموده است : « ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ » .[2]

       هدف از جهاد در اسلام ، دفاع است نه تبلیغ . اسلام هیچگاه به وسیله جهـاد و جنــگ و مبارزه در صدد گسترش خویش برنیامد. پیامبر (ص) و نمایندگان ایشـان در سـریه ها همیشه قبل از شروع مبارزه دشمنان را به اسلام دعوت می نمودند پیــامبر (ص) به امام علی (ع) فرمودند :  « لا تقاتل حتی تدعوهم الی الاسلام ». تا دشمنان را به اسـلام دعوت نكرده ای با آنها جنگ نكن .

      نمونــه های زیادی از اینگونه برخوردها در جهاد های پیامبر (ص) اتفاق افتاد به عنوان نمونه ، زمانی كه حضرت علی (ع) در مقابل عمرو بن عبدود قرار گرفت ، ابـتدا او را به اسلام دعوت نمود پس از اینكه او سر باز زد از او خواست كه میدان را تــرك كنـــد و دست به شمشیر نبرد، ولی وقتی این پیشنهاد را هم نپذیرفت، برای دفــاع از اسلام در مقابل او قامت بر افراشت و ضربتی بر او وارد كرد كه برتر از عبادت هـمه جن هـــا و انسان ها بود .

     امام صادق (ع) فرمودند : پیامبر (ص) هرگاه كسی را به عنوان امیر سپاه به سریه می فرستادند . می فرمودند :... هرگاه با دشمنان مسلمین مواجه شدید آنها را به ســه

چیز دعوت كنید اگر قبول كردند آنها را رها كنید، آنها را به اسـلام دعوت كنـید اگر پذیرفتند با آنها نجنگید ، اگراسلام نیاوردند بخواهید كه از سرزمـین مسلمانان هجرت كنند ، اگر این را هم نپذیرفتند باید جزیه بدهند .[3]

     حتی زمانی كه غزوات و سرایا در اوج خود قرار گرفته بود كار دعوت اسلامی همچنان ادامه داشت. خالد بن ولید برای دعوت مردم یمن به آن ناحیه رفت و زمانی كه كاری از پیش نبرد امام علی (ع) فرستاده شد و با دعوت او بود كه شمار فراوانی از مردم یــمن ایمـــان آوردند .

     در جریان فتح مكّه رسول خدا (ص) خالد بن ولید را برای دعـوت بنی جذیــمـه به اســـــلام و نه جنگ با آنان ‌[داعیاً الی السلام ولم یبعثه مقاتلاً ] به سـوی ایشان فرستاد امّا خالد به جنگ با آنان پرداخت و عدّه ای از اسیران را كشت. رســـول خـدا (ص) از اقدام زشت خالد تبری جست و امام علی (ع) را فرستاد تا دیه كشتــه هــا را بپـردازد و آنچه را بنی جذیمه از دست داده اند جبران كند .

      مسلمانان پس از دعوت به توحید و نبوّت، حق جهاد با مشركان را نداشتـند ، « ولا تقاتلو هم القوم حتی تحتجو علیهم بان تدعوهم الی شهاده لا اله الّـا الله و انَّ محمّـداً رسول الله و الا قرار بما جاءَ به من عندالله ».[4]

     مـؤلف « فتوح البلدان» عبارتی را ضبط نموده است كه مهمـتـرین عامل حركت تبلیغی اسلام را قرآن می داند او از قول می نویسد : « فتحت المدینه بالقــرآن ». مدیـنه با قرآن فتح شد .

      این همان وسیله ای است كه پیامبر (ص) به وسیله آیات زیبا و شیرینـــش كام تشنگان حقیقت را  شیرین و مزبله های قلوب دور افتادگــــان از حریم نور الـهی را به گلستان تبدیل می كرد و با صوت زیبای خویش باغبانی گلهــای نو رسته را بـــه عهده می گرفت . او هیچگاه آرزوی بر پا شدن جنگ را نكرد و هـــر گاه زمینه برای یك جنـگ آمـاده می شد ، برای از بین بردن آن می كوشیـــد ، زمانــی كه در كنار چاههای بدر قـــــرار گرفت كسی را به سوی قریش فرستاد و فرمود : « اگر دیگری

جز شــما به جنـــگ من آید نیكوتر است من مایل به جنگ با شما نیستــــم . »[5]

       در جنگ بدر عامر حضرمی نخستین حمله را به صفوف مسلمانان كرد و مسلمانی بنام «مِهجَع» را به شهـادت رساند و بدیــن ترتـیب قریش آغازگر جنگ شد.[6]

       در جنگ احد این مشركین مكّه بودنـــدكه به قصــد درهم شكستـــن اتحّاد مسلمانان روانه مدینه شده بودند و همچنین با همكـاری یهودیان جنگ احزاب را به راه انداختند و ...

       اصولی ترین اصل در اسلام تحقق «سلم» است ،سلم یعنی آرامش، امّا چـه نوع آرامشی ؟ طبــعاً اگر بناست كه «رفع اختلافی» صورت گیرد ، باید بر« مبنایــی» استوار باشد كه واقعاً اختلاف را از بین ببرد و تحقیقاً آرامش و سلم را جایگزین كند،  از دیدگاه اسلام تنها «سلمی» كه می تواند ، واقعیت داشته باشد « تسلیم شدن در برابر خداسـت »؛ یعنی تنها جامعه ای كه اعتـــقاد توحیدی داشته باشد  روی آرامش را خواهــــد دید، همان طور که قرآن می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ كَافَّةً وَ لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ ».[7]

      اگر اسلام بر پایه « سلم » بنا شده اســت ، پس چرا جنگ قابل پذیرش است ؟ پاسخ این مطلب در بیان ابزارهایی است كه اسـلام از آنها در هدایت مردم بـــــهره   می گیرد و این ابزارها مناسب با سطح اندیشه و امكان برخورد منطقی با ملّتها ست . منــطق و عقل برای انسانهایی است كه درك و شعور كافی داشته باشند ومسلمــین هم دسترسی به آنها را دارند، امّا با انسانهایی كه « وَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْكُمَ بَیْنَهُمْ إِذَا فَرِیقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ »[8] و انسانهایی كــه «وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِیهِمْ خَیْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ  »[9]  چگــونه باید برخورد كرد ؟

     پیامبر (ص)در سیره عملی خود بعد از آنكه سیزده سال در مكّه تبلیغ كرد و مـدّت هشت سال تنها در مقابل ظلم وتجاوزقریش ایستادگی كرد .در سالهای آخر تنــها راه باقی مانده را برای نشر اسلام، اعلام برائت از مشركین و تهدید آنهادید. این افراد تنها

بدین طریق می توانند به حوزه « سلـم » وارد شده و حداقل تحــت سایه حاكمیّــت اسلام فساد نكرده و« سلم » جامعه را بر هم نزنند . لذا از جمله ابزار های تحقق سلم برای گروهی كه منطق در آنها كارگر نیست و عقاید فاسد و باطلی دارنــد ، گسترش حاكمیت اسلامی برآنها و اعمال قوانینی برای ایجـــــاد سلم واقعی است . چـــنین حاكمیتی در موارد زیادی جز با جنگ متحقق نخواهد شــــد . روشن است كه چنین جنــگی نیز از آنجا كه برای تحقق اسلام است، بسیار مقــدّس خواهد بود. اگر قرآن در یـك مـــورد می فرماید : «ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ كَافَّةً »[10] این مطلب هیچ منـافاتی با آیـــات جهــــاد كه می فرماید: « قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ »[11] نـــــدارد چون جنگ نیز برای دفــــع فتنه است . امری كه به دنبال آن « سلم و صلح » پـــــدید خواهد آمد .[12]



[1] - مرتضی العاملی ، سید جعفر ؛ الصحیح من السیره النبی الاعظم ، ص 315 .

[2] - نحل ، 125 .

[3] - مجلسی ، محمد باقر ؛ بحار الانوار ، ج 19 ، ص 179.

[4] - جعفریان ، رسول ؛ سیره رسول خدا (ص) ، ص 447 .

[5] - واقدی ، محمّد بن عمر ؛ کتاب المغازی ، ج 1 ، ص 61 .

[6] - ابن هشام ؛ سیره النبویه ، ج 2 ، ص 269 .

[7] - بقره ، 208 .

[8] - نور ، 48 .

[9] - انفال ، 23 .

[10] - بقره ، 208  .                                              

[11] - بقره ، 193  .

[12] - سیره رسول خدا ، ص 452 – 455 .


نوشته شده توسط محمد عوض پوردر تاریخ : شنبه 22 مهر 1391
برچسب ها : پیامبر، پیامبررحمت، جهاد، جنگ، سیره، کاریکاتور، سلم،

ابزار هدایت به بالای صفحه